حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2573
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
و برخى بوسيلهء روايات از دورهء ساسانى بدورهء اشكانى انتقال يافتهاند ، عدّهاى هم اختراع است ، زيرا به هيچ نامى از نامهاى اشكانى شباهت ندارد . بعض اسامى هم تصحيف شده ، چنان كه در جايش تذكّر دادهايم . ثعالبى مفصّلتر از ديگران در باب اشكانيان صحبت ميدارد ، ولى حكاياتى ، كه راجع بسلطنت شاهان مزبور ذكر شده ، بداستانسرائى و قصصى ، كه دايههاى اطفال براى كودكان ميگويند ، شبيه - تر است : آنهمه وقايع عمدهء دوره اشكانى به اين حكايات تبديل يافته ، آن هم بىتعيين زمان و مكان حكايت ، يا ذكر اسامى اشخاصى ، كه در سرگذشتها شركت دارند و غيره و غيره . بهرحال از مطالعات در اين كتب چيزى بجز يك نكته ، كه پائينتر ذكر خواهد شد ، بر اطّلاعات ما نميافزايد . شرقيها تاريخ دورهء پارتى و اشكانيان را بعد از دورهء مزبور نميدانستند ، زيرا نه بكتب يونانى و رومى دسترسى داشتهاند و نه بمسكوكات اشكانى ، كه در قرون جديد منبع مهمّى براى يافتن ترتيب سلطنت شاهان اشكانى ، مدّت دوام سلسلهء آنها و اطّلاعات ديگر گرديده و هنوز هم موضوع مدّاقه و تحقيقات است . كتب يونانى و رومى هم ، چنان كه در جاى خود گفته شده ، داراى اهميّت است ، زيرا از ابتداى تأسيس دولت پارت سلوكىها و بعد يونانيها و روميها روابط مستقيم با پارتيها داشتهاند و بوقايعى ، كه در سرحدّات غربى دولت پارت و ارمنستان و سوريّه و آسياى صغير رويداده ، علاقهمند بودند و ديگر اينكه بعض نويسندگان غربى ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، با صرفنظر از وقايعى كه بملل آنها مربوط بوده ، بزندگانى سياسى اين دولت بزرگ ، كه نامش پارت است ، علاقه يافته آثارى از خود گذاشتهاند . از سالنامههاى تاسىتوس اين نظر به خوبى ثابت مىشود ، زيرا اين مورّخ وقايعى را نيز يادداشت كرده ، كه مستقيما بروم مربوط نيست . شرقيها تاريخ جانشينان اسكندر و دولتهائيها را ، كه بر خرابههاى ملك اسكندر پديد آمدند ، نيز نميدانستند و در تحت لفظ ملوك الطوائف دوره پس از اسكندر را تا اشكانيان ، با دورهء خود اشكانيان مخلوط كردهاند . خلاصه آنكه ، اگر ما امروز تاريخ پارت را به اين اندازه هم ، كه ذكر شد ، ميدانيم ، از پرتو